نویسنده: دکتر رضا قنبری، رئیس پارک علم و فناوری خراسان و عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد
فضای اتاقی را تصور کنید که یک پیرمرد سپید موی در حال نوشیدن چای با دو جوانی است که به تازگی استارتاپ خود را راه انداختهاند. پیرمرد با دستان و انگشتهای درشت که حاصل سالها کار در صنعت است، با یک چهره متبسم در حال گوش دادن به صحبتهای دو جوان است و با دقت کم نظیر به آنها چشم دوخته است. در حالی که استکان چای خود را مینوشد، خاطرات چهل سال گذشته خود را مرور میکند که چطور با سختی زیاد توانست در صنعت نفوذ کند و برای خود کسب و کاری رقم بزند. دو جوان در نزدیکی یکی از اسطورههای صنعت استان و دانشگاه خویش نشستهاند و ذوق زده که گاهی هم از سر اشتیاق وسط صحبت هم میپرند، در حال ارایه توانمندی خود هستند. پس از ارایه دو جوان پیرمرد چند سوال کوتاه از آندو میپرسد و گوشی خود را برمیدارد و تماسی با یکی از دوستان قدیمی خود میگیرد و ... . در حالی که دوست دارم همچنان در فضای تصور این اتاق و گفتگو در آن باشید، باید متذکر شوم که در مورد ارتباط صنعت و دانشگاه و وجود یک زیست بوم نوآوری پویا و چابک صحبتهای زیادی شده است. ولی تجربه حضور در چنین فضاهایی معمولا به ندرت در زمان مناسب برای دانش آموختگان جوان دانشگاه رخ میدهد. مهمترین چیزی که در این اتاق در حال اتفاق است به دست آوردن یک زبان مشترک و آشنایی و اتصال مطلوب به شبکهای جدید برای یک طرف و حسی بسیار مثبت راهنمایی و بهروزشدن در طرف مقابل یعنی پیرمرد سپید موی است. به نظرمیرسد یکی از سریعترین و گستردهترین راههای ارتباط دانشگاه و جامعه راهاندازی شرکتهای نوپای دانشی است که توسط قشر تحصیلات تکمیلی دانشگاه به وجود میآید. این روش افزون بر این که تعدد کنشگران خصوصی را افزایش میدهد، به رسیدن به یک زبان مشترک دانشگاه و جامعه توسط عامل سوم که یک شرکت (نوآور مقتصد) است، کمک میکند. ولی در فضای کنونی که اهتمام ویژهای برای جوانه زدن و رشد این نوع شرکتها در کشور وجود دارد، همچنان این شرکتها در پیدا کردن نقاط اتصال به شبکههای موجود دچار مشکل هستند. اکنون زمان آن است که بازگردیم به اتاق و چای خوردن دو نسل، این عصرانه برای هر دو طرف آورده دارد. این عصرانهها باید توسط شخص سوم که میتواند دانشگاه، پردیسها و پارکهای علم و فناوری، شتابدهنده، مرکز نوآوری، انجمنهای علمی و صنفی و ... باشد، برنامهریزی شود. اکنون در زیستبوم دانشبنیان خراسان، تمرکز ویژهای به روی گسترش شبکهای از این افراد خبره که معمولا بزرگان صنعت و دانشگاه و یا بازنشستگان خبره شرکتهای دولتی یا خصولتی هستند، کردهایم تا بتوانیم تعدد این عصرانهها را در زیستبوم دانشبنیان استان افزایش دهیم. هماکنون نشانههای اولیه این تمرکز در فروش شرکتهای فناور نوپا استان به چشم میخورد که شاید اتصال به شبکه افراد با تجربه و کم شدن اشتباهات تکراری شرکتهای نوپا فناور از جمله بارزترین علل آن باشد. در پایان باید متذکر شوم که این یکی از نقاط ضعف در این نوع ارتباطات بود که در این جا سعی کردم به اهمیت آن اشاره کنم (که معمولا در زیستبومهای استانی شایع است). امیدوارم در نمایشگاههای هفته پژوهش و فناوری برنامههایی برای تقویت این ارتباط دیده شود که باعث سرعت گرفتن دانشگاهها برای رسیدن به دانشگاه نسل سوم و در نتیجه ارتقا زیست بوم دانشبنیان کشور شود و این یکی از مهمترین معیارها برای ارزیابی برگزاری نمایشگاه هفته پژوهش و فناوری باشد.